تبليغاتX


.::میشه هیچی رو ندید فقط نگاه کرد::.
   Kisses 

 مرد:خداوندا, چرا چشم های زن را اینقدر زیبا افریدی؟!
 خدا:برای اینکه با این چشمان زیبا تو را ببیند و تو را مست سازد.  
 مرد:خداوندا,چرا لب های زن را اینقدر زیبا افریدی؟!
 خدا:برای اینکه تو را ببوسد.
 مرد:خداوندا,چرا پوست زن را اینقدر لطیف افریدی؟!
 خدا:برای اینکه تو ان را لمس کنی ولذت ببری.
 مرد:خداوندا,چرا زن ها را اینقدر احمق افریدی؟!
 خدا:برای اینکه بتواند عاشق موجود بی خاصیتی مثل تو باشد و از تو نگهداری کند

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 11:22  توسط ستاره  | 

امروز، اولين روز از بقية عمر شماست

دشوارترين قدم، همان قدم اول است

عمر شما از زماني شروع مي شود كه اختيار سرنوشت خويش را در دست مي گيريد

 آفتاب به گياهي حرارت مي دهد كه سر از خاك بيرون آورده باشد

براي كسي كه آهسته و پيوسته مي رود، هيچ راهي دور نيست

 اميد، درماني است كه شفا نمي دهد، ولي كمك مي كند تا درد را تحمل كنيم

بجاي آنكه به تاريكي لعنت فرستيد، يك شمع روشن كنيد

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 15:59  توسط ستاره  | 

 

زن مدل هارد ديسک: همه چي يادش مي‌مونه، تا ابد!

زن مدل رم (RAM): از دل برود هر آن که از ديده برفت
!

زن مدل ويندوز: همه مي‌دونن که هيچ کاري رو درست انجام نمي‌ده، ولي کسي نمي‌تونه بدون اون سر کنه
!

زن مدل اکسل: مي‌گن خيلي هنرها داره ولي شما فقط براي چهار نياز اصلي‌تون ازش استفاده مي‌کنين
!

زن مدل اسکرين سيور: به هيچ دردي نمي‌خوره ولي حداقل حوصله آدم باهاش سر نمي‌ره
!

زن مدل سِروِر (Server): هر وقت لازمش دارين مشغوله
!

زن مدل مولتي‌مديا: کاري مي‌کنه که چيزهاي وحشتناک هم خوشگل بشن
!

زن مدل سي‌دي درايو: هي تندتر و تندتر مي‌شه
!

زن مدل اي‌ميل: از هر ده ‌تا چيزي که مي‌گه، هشت‌تاش بي‌خوده
!

زن مدل ويروس: به نام «عيال» هم معروفه. وقتي که انتظارش رو ندارين، از راه مي‌رسه، خودش رو نصب مي‌کنه و از همه منابعتون استفاده مي‌کنه. اگر سعي کنين پاکش کنين، يک چيزي رو از دست مي‌دين، اگه هم سعي نکنين پاکش کنين، دار و ندارتون رو از دست مي‌دين!

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 15:56  توسط ستاره  | 

پروردگارا!
در آفتاب کم رنگ زندگیم و پیاده رویی که نمی دانم به کدامین خیابان منتهی می شود و در طلاطم شاخه های بی برگ، زیر چتری که مرا از باران مهربانت جدا می کند به دنبال نیمکتی می گردم که لبریز از رویاهای کودکانه و آرامش دل های بی قرار باشد آنگونه که بتوانم تو را در ذره ذره وجودم احساس کنم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 11:42  توسط ستاره  | 

اینم  چند تا جک بی مزه   :

شرکت نوکیا برای رفاه حال اس ام اس بازان محترم ایرانی گوشی جدیدی طراحی کرده که با فشار یک دکمه می نویسه : یه روز یه ترکه

ترکه میره گزینش می گن ۱۲ امامو می شناسی می گه اره می گن نام ببر می گه اون طوری که نه ببینم می شناسم

رشتیه میره به دوستاش می گه یه زن گرفتم سفید . توپوله . خوشگله . کوفتتون بشه

یه ضرب المثل قزوینی می گه : رفیق اگه رفیق باشه آدم منت زنشو نمی کشه!!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 11:38  توسط ستاره  | 

شاید باور نکردی آن زمان که گفتم می روم برای ابد رفتم.....هیج گاه

جدی نگرفتی که صبح گاهی خواهد آمد که خواهم رفت....آخرین وداعم

را دیدی اما باز سکوت کردی.....تنها گفتی کاش امشب بمیرم.....و من در

گرداب خاطراتم به تو فهماندم که سخن ات پوچ است.....مرگ تو با رفتن

من فرا نمی رسد و این چه زیباست!

 

...و اکنون دیر زمانی است که من رفته ام....گویا هرگز نیامده بودم.....باز

چون همیشه خورشید طلایی رنگ طلوع می کندو شبان گاهان ماه نقره

فام رخ می کشد در آسمان خیا لت.....اما دیگر سلامی نیست.....

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 11:4  توسط ستاره  | 

           كيفر

در اين جا چار زندان است

به هر زندان دو چندان نقب، در هر نقب چندين حجره، در هر

حجره چندين مرد در زنجير ...

از اين زنجيريان، يك تن، زنش را در تب تاريك بهتاني به ضرب
 

دشنه ئي كشته است .

ادامه شعر زیبای احمد شاملو رو تو ادامه مطلب ببینید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 10:35  توسط ستاره  | 

 

آن کس که معبود را
حتی در یک نفس زندگی
از یاد نمی برد
و نام او را در دل گرامی می ارد
بی تردید متبرک است.
*****
خواست خدا برای عاشق حقیقی دلنشین است
نام خدا حامی زندگی اوست
خواندن نامش سرور بخش است
چنین وارسته ای در دشمن و دوست
نور آن یگانه را می بیند
و کسی را جز خدا نمی شناسد
*****
خدایا
به گناه آلوده ام
وتو پاک و مطهر هستی
خدایا
تشنه رحمت توام
تا از دریای خطاهایم عبور کنم
خدایا
بخشایش تو بی کران است
این خطا کار را از خاطر مبر.


+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 10:5  توسط ستاره  | 

حاشیه
 
و آنقدر در گفتن یک حرف حاشیه رفتم
 
                 وبه جای نوشتن تنها یک کلمه   گوشه ی دفتر خاطراتت                       
 
                                                          شعر های حاشیه ای نوشتم !!!!
 
                  تا عاقبت در حاشیه چشم هایت افتادم
 
                                          حالا که حاشیه نشینی را تجربه می کنم
 
                                 
                                                       بگذار  فقط یک حرف حاشیه ای دیگر بزنم
 
                                                                                                   
                                                                                                              دوستت دارم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 10:2  توسط ستاره  | 

 
                         زینت انسان سه چیز است :علم ، محبت ، آزادی .    افلاطون
 
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 9:54  توسط ستاره  | 

She should have died hereafter
کاش وقت دگری او میمرد
 
 


There would have been az time for such a word
To_morrow,and to_morrow,and to_morrow
Greeps in this ptty peace from day to day
To the last syllable of recorded time;
And all our yesterday have lighted fools
The way to dusty death.out,out,brief candle!
Life,s but a walking window,a poor player,
That strust and frets his hout upon the stage
And then is heard no more.it is a tale
Told by an idiot,full of sound and fury,
Signifying nothing.


کاش او وقت دیگری میمرد،افسوس ،افسوس
کاش از مرگ در زمان دیگری میشد گفت :فردا ،فردا
پله های روز را نرم و لغزان میخزیم،
باز مرگ ناگزیری را به آخر میبریم.
این همه دیروز هایی که در پی هم بوده اند،
مرگ را همچون سبک مغزان نشانگر بوده اند،
زندگی،ای شمع کوچک!شعله ی تو پاینده نیست،
تا صبحی از راه رسد،نورت به شب زاینده نیست.
زندگی یک سایه ی لغزنده است،
زندگی بازیگر بازنده است:
اضطرابش روی صحنه آشکار،
ساعتی دیگر نماند برقرار.
زندگی چون قصه ی دیوانه ای است،
پر هیاهو ،پوچ و چون افسانه ای است.


Shakespeare(شکسپیر)

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 9:46  توسط ستاره  | 

                    بالاترین...بالاترین خودت باش...
آنقدر قوی باش که بتوانی با روزگار روبرو شوی .
آنقدر ضعیف باش تا بتوانی قبول کنی که نمی توانی همه ی کارها را به تنهایی انجام دهی .
و در مقابل کسانی که به کمک تو احتیاج دارند بخشنده باش .
در مورد نیاز های شخص ات صرفه جو و قانع باش .
آنقدر عاقل باش تا قبول کنی در مورد همه چیز آگاهی نداری .
آنقدر ساده باش که به معجزه اعتقاد داشته باشی .
شادی هایت را با دیگران تقسیم کن .
در غم و اندوه دیگران شریک شو .
راهنمای افرادی باش که خود را گم کرده اند .
هنگامی که تردید داری پیرو کسانی باش که به موفقیت رسیده اند .
اولین کسی باش که به رقیب پیروزت تبریک می گویی
آخرین کسی باش که از رفیق شکست خورده ات انتقاد می کنی .
برای اینکه دچار اشتباه نشوی از جایی که قدم بعدیت را می گذاری مطمئن شو .
از مقصد و هدفت خاطر جمع شو تا مبادا راه غلط را بروی .
با کسانی که به تو عشق می ورزند مهربان باش .
و بالاتر از همه خودت باش...
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 9:41  توسط ستاره  | 

خدایا می خواهم ...
توان آن را داشته باشم که ادامه دهم
اگر زمانه بر وفق مراد نگشت از نو آغاز کنم
زیبایی را ببینم هنگامی که دیگران ناتوان از دیدن آنند
می خواهم...
امید رویایی نو داشته باشم و شکیبا
تا رویاهایم همچنان ادامه یابد...
و خردمند
آنگونه که به آینده چشم داشته باشم...
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 9:40  توسط ستاره  | 

 

Image hosting

Image hosting