همه بت هایم را میشکنم
تا فرش کنم بر راهی که تو بگذری
برای شنیدن ساز و سرود من.
همه بتهایم را میشکنم-ای میهمان یک شب اثیری
زودگذر!-
تا راه بی پایان غزلم ازسنگفرش بت هائی که در معبد
ستایششان چو عودی در آتش سوخته ام ترا به
نهانگاه درد من آویزد.
******
من از آن روز که نگاهم دوید و پرده های آبی و
زنگاری را شکافت و من به چشم خویش
انسان خود را دیدم که بر صلیب روح
نیمه اش به چارمیخ آویخته است در افق
شکسته خونینش
دانستم که در افق ناپیدای رو در روی انسان من-
میان مهتاب و ستاره ها-چشم های درشت و
دردناک روحی که به دنبال نیمه دیگر خود
می گردد شعله میزند.
و اکنون آن زمان در رسیده است که من به صورت
دردی جانگزای درآیم
درد مقطعی روحی که شقاوتهای نادانی آن را از هم
دریده است.
ومن اکنون
یک پارچه دردم...
پر درد یاسم جنباندند و رطوبت چشم انداز
دعاهای هرگز مستجاب نشده ام را چون حلقه
اشکی به هزاران هزار چشم بی نگاه آرزویم
بستند.
******
راه میان دو افق
طولانی و بزرگ
سنگلاخ و وحشت انگیز است.
و این منم که خواهشی کور و تاریک در جائی دور و
دست نیافتنی از روحم ضجه میزند...
در افق شکسته خونین این طرف انسان من ایستاده
است و نیمه روح جدا شده اش در انتظار نیم
دیگر خود درد می کشد...
و عشقم قفسی است از پرنده خالی افسرده و ملول
نیست از زمینی که بیهوده مرا بدان بسته اند.
و تو آنگاه خواهی دانست-شاخه جدا مانده من!-
خواهی دانست که جای چیزی در وجود تو خالیست.
و تو آنگاه خواهی دانست-پرنده کوچک قفس خالی و منتظر من!-
خواهی دانست که تنها مانده ای با روح خودت
و بی کسی خودت را دردناکتر خواهی چشید زیر دندان
غمت:
غمی که من می برم
غمی که من می کشم...
دیگر آن زمان گذشته است که من از درد جانگزائی که هستم
به صورتی دیگر در آیم
دیگر آن زمان گذشته است
و من
جاودانه به صورت دردی که زیر پوست توست مسخ
گشته ام.
******
تنها
هنگامی که خاطره ات را می بوسم
در می یابم دیریست که مرده ام
چرا که لبان خود را از پیشانی خاطره تو سردتر می بابم.
-از پیشانی خاطره تو
ای یار
ای شاخه جدا مانده من!
.jpg)
انگليسي:
زن شري است مورد نياز.![]()
زن فقط يک چيز را پنهان نگاه ميدارد آنهم چيزي است که نميداند.![]()
هلندي:
وقتي زن خوب در خانه باشد، خوشي از در و ديوار مي ريزد.![]()
استوني:
از خاندان ثروتمند اسب بخر و از خانواده فقير زن بگير.![]()
فرانسوي:
آنچه را زن بخواهد، خدا خواسته است.![]()
انتخاب زن و هندوانه مشکل است.![]()
بدون زن، مرد موجودي خشن و نخراشيده بود.![]()
آلماني:
کاري را که شيطان از عهده بر نيايد زن انجام ميدهد.![]()
کسي که زن ثروتمند بگيرد آزادي خود را فروخته است.![]()
آنکه را خدا زن داد، صبر همه داده.![]()
گريه زن، دزدانه خنديدن است.![]()
يوناني:
شرهاي سهگانه عبارتند از: آتش، طوفان، زن. ![]()
گرجيها:
اسلحه زن اشک اوست.![]()
ايتاليايي:
اگر زن گناه کرد، شوهرش معصوم نيست.![]()
زناشويي را ستايش کن اما زن نگير.![]()
زن : خيلي بزرگه ...
مرد : عادت ميکني ...
زن : از پشت درد ميگيره ...
مرد : عيب نداره جا باز ميکنه ...
زن : نميخوام ...
مرد : توش ناراحتي ؟ ...
زن : آره ...
مرد : باشه يه کفش ديگرو امتحان کن !!.

تحليلي بر رابطه زن و مرد:![]()
اگر او را ببوسيد، شما يک آقا نيستيد.
اگر او را نبوسيد، اصلا مرد نيستيد!
اگر از او تعريف کنيد، او فکر ميکند داريد دروغ ميگوئيد.
اگر او را ستايش نکنيد، شما براي چه خوبيد؟
اگر شما هميشه با او موافق باشيد، شما يک زن ذليل هستيد.
اگر موافق نباشيد، شما او را درک نميکنيد!
اگر زياد او را ملاقات کنيد، شما خيلي عجول هستيد.
اگر زياد او را ملاقات نکنيد، او شما را به خيانت متهم ميکند!
اگر خوب لباس بپوشيد، شما يک بچه سوسول هستيد.
اگر نپوشيد، شما يک پسر کودن هستيد!
اگر شما حسود باشيد، او ميگويد که اين خيلي بد است!
اگر حسود نباشيد، او فکر ميکند که شما دوستش نداريد.
اگر کوشش کنيد تا رابطهاي دراماتيک بسازيد، او ميگويد شما قدر او را نميدانيد.
اگر کوشش نکنيد، او فکر ميکند شما دوستش نداريد!
اگر شما فقط گاهي او را ببوسيد، او ادعا مي کند شما سرد هستيد.
اگر شما زياد او را ببوسيد، او فرياد خواهد زد که داريد از او سو استفاده ميکنيد!
اگر شما به زن ديگري خيره شويد، او به شما ميگويد که سبک هستيد.
اگر او به مرد ديگري خيره شود، او خواهد گفت که او فقط خوش تيپ است!
اگر شما صحبت کنيد، آنها ميخواهند که شما شنونده باشيد.
اگر شما شنونده باشيد، آنها مي خواهند که شما صحبت کنيد! ![]()

مدتي مي شد که در آن شب تاريک پشت ديوار خانه شان قدم مي زد
و بيخبر بود از اينکه پسر خلاف همسايه مدتي است که او را زير نظر دارد
جوووون ، جيگرتو بخورم
عجب رون و سينه اي
پسر خلاف همسايه اينها را گفت و در يک چشم بر هم زدن پريد و او را سخت در آغوشش گرفت تا ببرد در جای خلوتي و به کام دل برسد
...
و فردا همسايه پسرک ، تمام روز در به در دنبال چاقترين مرغش مي گشت![]()
![]()
این ابرهای تیره که بگذشته ست
بر موجهای سبز کف آلوده
جان مرا به درد چه فرساید
روحم اگر نمی کند آسوده؟
ادامه شعر زیبای شاملو تو ادامه مطلب

صدا با سکوت آشتی نمی کند
کلمات انتظار می کشند
من با تو تنها نیستم هیچکس با هیچکس تنها نیست
شب از ستاره ها تنها تر است...
***
طرف ما شب نیست
خشم کوچه در مشت توست
در لبان تو شعر روشن صیقل می خورد
من تو را دوست دارم و شب از ظلمت خود وحشت
می کند.
