تبليغاتX


.::میشه هیچی رو ندید فقط نگاه کرد::.
خدایا !
اکنون که در پای تو پناه یافته ام ،
                       به هیچ کس دیگری نمی نگرم.
مردم از متون مقدس می گویند ،
                                 از پیام آوران و بزرگان.
اما چشم من دیگر جزتو نمیبیند و 
                         گوشم جزتو کلام تو که در قلب من نگاشته ای نمی شنود.
اکنون که در پای تو پناه گرفته ام ،
                       به هیچکس دیگری نمی نگرم. 


 

ای عشق !
نام تو را ترانه میسازم که خود ، ترانه سرای تمامی اعصار هستی!
نام تو را برای تو میخوانم ،
                 که قلمروت در قلب آدمی ست
                                      و کائنات صحنه ظهور توست.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 13:47  توسط ستاره  | 

میشه هیچی رو ندید
فقط نگاه کرد!
روزای مقدس و خوب رو فدا کرد
اما عشق فریاد یک درد عمیقه
دوای عشقو نمیشه بی صدا کرد
غربت صدای گریم درد بی تو بودنه
بی صدا شکستنم صدای شعرای منه
مثل خوشبختی تو دوری از من اما همیشه
طعم گریه های تو تلخیه حرفای منه
من مصیبتو با رفتنت شناختم!
به جای ترانه هام مرثیه ساختم
قصه هام غم نامه ای برای تو شد
هر کلام من فقط صدای تو شد
از منم به من تو نزدیکتری اما همیشه
سردیه دوریه تو از تن من دور نمیشه
درد این فاصله ها منو به فریاد میکشه
توی خرمنه سکوتم شعله های آتیشه...

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 10:27  توسط ستاره  | 

گاه يک لبخند آنقدر عميق ميشود که گريه ميکنم گاه يک نغمه آن قدر دست نيافتني است که با آن زندگي ميکنم گاه يک نگاه آن چنان سنگين است که چشمانم رهايش نميکنند گاه يک عشق آن قدر ماندگار است که فراموشش نميکنم
***
آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من امده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان اوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: "دوستت دارم"
***
دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکد يگــرنگــــاه کنيم
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 10:23  توسط ستاره  | 

 

Image hosting

Image hosting