در شبان غم و تنهائی خویش ــ
عابد چشم سخنگوی توام.
من در این تاریکی ــ
من در این تیره شب جانفرسا٬
زائر ظلمت گیسوی توام.
گیسوان تو پریشانتر از اندیشه من ــ
گیسوان تو شب بی پایان ٬
جنگل عطر الود!
شکن گیسوی تو موج دریای خیال ــ
کاش با زورق اندیشه شبی
از شط گیسوی مواج تو ٬ من
بوسه زن بر سر هر موج گذر می کردم.
کاش بر این شط مواج سیاه
همه عمر سفر میکردم.......
Cring on the corner ,waiting in the rain.
I swear:
" I will never ever wait again you gave me."
You word words for you are lies!

گريستن خوب نيست مگر بشود جوري گريست که چشمها نفهمند .
روزي که گفتي منتظر باش و رفتي تنها شدم وگريستم ،
اما هم اکنون تنها نيستم انتظار با من است ولي هر دو با هم مي گرييم
