مرا از یاد خواهی برد
و من از دیدگان سرد یک روز می خوانم
سرود تلخ و غمگین خدا حافظ
مرا از یاد خواهی برد و از یادم نخواهی رفت
من این را خوب می دانم که
روزی هم مرا از خویش خواهی راند
و قلبت را که روزی آشیان گرم عشقم بود خواهی برد
چه تلخ است آهنگ خدا حافظ
چه غمگینم از این رفتن
و از این روزهای سرد تنهائی بیزارم...
ôôô
من عشق را ديدم
احساس را ديدم
و خودم را در آيينه ي تو
چه پوچ بودم و چه زشت !
و تو را در آيينه ي خود
چه سليس بودي و روان !
آه .................... صد افسوس !
ôôô
كه من با تو تر شدم
كاش باران زده بود
تا نگاه خيس باران زده ات را
فرو ميبردم در ته دل و صعود ميكردم در شور
من طرحي از روي تو را
با خود برده بودم به خيالم كه اگر شبي ماه نبود
من پاي در تاريكي شب نگذارم...
ôôô
