همه بتهایم را می شکنم تا فرش کنم بر راهی که تو بگذری
برای شنیدن ساز و سرود من،
همه بتهایم را می شکنم –
ای میهمان یک شب زودگذر
تا راه بی پایان غزلم، از سنگفرش بتهایی که در معبد ستایششان چون عودی در آتش سوخته ام، ترا به نهانگاه درد من آویزد...