من انقدر خواب بودم ، نمی دیدم
چی داره میگه نگات ، چی میگن اون چشمات
من انقدر خواب بودم، نمی فهمیدم
معنی حرف تورو ازتوی گریه هات
تا به خودم بیام یکی تو رو دزدید
چشمای خمارم دیگه هیچ وقت تو رو ندید
شبهای تنهای تنهای من
پر شد از درد حسرتهای من
سرمای شبهام و دستهای تنهامو گرم کن
امشب تو برگرد به دنیای من
بگذر از درد گناه های من
فریاد دل میگه به یک بار دیگه رحم کن
بارون اشکاتو ای کاش یک بار میدیدم
معنای حرفاتو ای کاش من می فهمیدم
من انقدر خواب بودم ، نمی دیدم
چی داره میگه نگات ، چی میگن اون چشمات
من انقدر خواب بودم، نمی فهمیدم
معنی حرف تورو ازتوی گریه هات
خواب بودم نمی دیدم خواب بودم نمی فهمیدم
خواب بودم نمی دیدم خواب بودم نمی فهمیدم
خواب بودم نمی دیدم خواب بودم نمی فهمیدم
خواب بودم نمی دیدم خواب بودم نمی فهمیدم
خواب بودم نمی دیدم خواب بودم نمی فهمیدم